جوان پسندهای ارزان قیمت

جوان پسندهای ارزان قیمت

جوانان یکی از موثر ترین قشر ها در انواع تولیدات صنعتی هستند . از پوشاک و وسایل الکترونیکی گرفته تا خودرو این قشر را به عنوان یکی از اهداف اصلی هدف گرفته اند و همواره سعی می کنن از چاشنی خاصی برای جلب اعتماد و علاقه آن ها استفاده کنند اما آیا این چاشنی همیشه به مزاق قشر مشتریان جوان بازار خوش می آید ؟خودروذاتا محصولی گران قیمت و حتی در بسیاری از جوامع تجملی است و وای به حال جوانانی با شور و شوق فراوان برای رانندگی و ماجراجویی که بودجه کافی برای خرید سوپر اتومبیل های گران قیمت را ندارند . اینگونه بود که خودرو سازان کم کم به فکر تولید و عرضه محصولاتی پر هیجان و ارزان قیمت افتادند! البته شایان ذکر است که ارزان قیمت بودن برای کشوری مثل ایران شاید واژه درستی نباشد اما …

در این گزارش قصد داریم به نمایندگی از صنعت خودرو ایران و فرانسه ، آمریکا و کره جنوبی خودروهای اسپرت، جوان پسند و مهم تر از همه ارزان قیمت را بررسی کنیم.٢٠۶ از ایران( با اقماض و ارفاق از فرانسوی بودن این برند و جا زدن آن بجای یک برند وطنی ) ، هیوندای ولوستر از کره جنوبی و شورولت کروز از آمریکا.شاید برایتان این سوال پیش بیاید که چرا ٢٠۶؟ این محصول از ایران خودرو وطنی ترین هاچبک موجود در بازار است که میتواند در این رقابت حداقل از نظر ویژگی های حرکتی با این رقبا دست و پنجه نرم کند و به سادگی در دسترس است.برای همین سری به منطقه آزاد تجاری_ صنعتی ارس زدیم تا مقدمات این نبرد را مهیا کنیم .

  وقتی چشم بادامی ها کُری می خوانند !

اغلب جوانان نه خانواده ای پر فرزند و پر هیاهو دارند و نه از وسایل سفر  در ابعاد سنتی استفاده می کنند.یکی از دغدغه های آنان شکل و شمایل خودرو است که متمایز بودن آن برای اغلب افراد امتیازی ویژه محسوب می شود .

از طرفی اگر با این حجم موتور های پایین ، خودروهای با ابعاد بزرگ و سنگین قابلیت های حرکتی را به شدت محدود می کنند و لذت رانندگی را کاهش می دهند لذا در نتیجه هاچ بک و کوپه انتخاب های مناسبی هستنداما کوپه ها به شدت محدودیت فضا دارند و برای آن دسته از افرادی که توانایی مالی کافی برای خرید دو خودرو در کلاس های مختلف را ندارند قطعا انتخاب مناسبی نیست.

به سراغ خودرو های مورد آزمایش می رویم.٢٠۶ در دوره خود طرحی پیشرو و جذاب داشت.خودرویی با منحنی های بلند که طراحی خارجی را چشم نواز می کرد و در میان انبوه خودرو های مکعبی شکل زمان خود،خلاق و پیشرو به نظر می آمد ..به سرعت با ولوستر روبرو می شویم .خودرویی که مطمئنا  تفکر و حال و هوای آن کمی جلوتر از زمان حال ماست.خودرویی عجیب با سه درب.خطوط بدنه به شکل بی پروایی در همه جا امتداد دارند.خطوط و ورودی های هوا روی درب موتور تداعی کننده خودرویی با قابلیت های اسپرت و خشن است.خودرویی با ارتفاع بسیار کم که در فراز و نشیب های خیابان های ایران کمی آزار دهنده به نظر می آید.هیوندایی با بزرگ نمایی لوگوی خود در عقب و جلوی خودرو به خوبی مشخص کرده که به طراحی خود می بالد و دیگر یک مقلد صنعتی نیست . شاهد گفته های ما ، دریافت جایزه طراحی از موزه هنری دانشگاه شیگاگو به ولوستر به ازای طراحی منحصر بفرد و شخصیت آن است . رینگ های ۱۸ اینچی آلومینومی ولوستر که با رنگ بدنه همانگ است نیز کفش های مناسبی برای این کره عضلانی است که به کمک اگزوز دوبل ، زیبایی را به کمال خود رسانده است . در مقابل این کره ای جمع و جور به سراغ سرزمین عظیم الجثه ها می رویم؛ ایالات متحده و کروز.خودرو به شدت محتاطانه طراحی شده است اما ساده و کارآمد.زوایای ستون ها فضای بسیار مناسبی را در اختیار سرنشینان عقب و دید راننده گذاشته است.خطوط روی بدنه تنها برای جلب توجه همسایه شما طراحی نشده است ، تمامی آنها قابلیت های آیرودینامیکی خودرو را افزایش داده و در نتیجه مصرف سوخت را پایین می آورند.

  از کوزه همان برون طراود که در اوست

گشت و گذار زیر آفتاب و رصد زیر و زبر خودرو ها را با پایان رسانیده و درب خودروی اول یعنی شورلت کروز را باز کرده و به داخل آن گریزی می زنیم.سادگی و هماهنگی طراحی خارجی به شکا هوشمندانه ای به داخل آن نیز سرایت کرده است.خودرو شاید از نظر ابعادی شبیه بسیاری از خودرو های آمریکایی نباشد اما کروز ، راحتی ، فراخ دید و نگاه اشرافی به جایگاه راننده را از هموطنان خود آشکارا به ارث برده است. با اینکه هیچ ویژگی خاصی در طراحی داخلی کروز دیده نمی شمود اما هارمونی و همانگی مثال نزدنی شما را به سرعت با این خودرو مانوس می کند و بخوبی آنرا می پذیرید.ولی به راستی اگر از کیلومتر شمار با حاشیه های کرومی بگذریم ، خبری از هیجان در درون این خودرو وجود ندارد و با چرم های روی داشبورد و فرمان حاکی طراحی پرآرامش است .

صفحه نمایش با ابعاد و جایگیری مناسب خود کار را برای مسافران و راننده راحت و بسیاری از امکانات را در خود جای داده است ؛ امکاناتی از قبیل GPS  ، بلوتوث،پخش موسیقی و اتصالات آیپادکه بخوبی در کنار هم کار می کنند . فضای استراحت پا برای سر نشینان بسیار مناسب و نشان از تجربه و ثبات شورولت در طراحی داخلی دارد . تنها نکته ای که کمی آزار دهنده است تجمع کلید های کنترل سیستم تهویه و سایر ادوات خودرو در یک قسمت است که در این کلاس خودرو کاملا قابل قبول است .

با کروز موقتا خداحافظی کرده و به سراغ کوچولوی کره ای ؛ ولوستر می رویم .به محض نشستن ارتفاع کم خودرو و علی الخصوص صندلی خود نمایی می کند . پس از بسته شدن درب خودرو به وضوح ارگونومی و هماهنگی طراحی داخلی و خارجی خود نمایی می کند؛همان قدر اسپرت و متفاوت . خطوط روی بدنه روی داشبورد و دستگیره های درب ها ادامه پیدا کرده و حس عجیب شما در نگاه خارجی را،با ظرافت به داخل می کشاند . فرمان به خوبی خودرو های مسابقه در آغوش شما جای گرفته و کنترل بسیار عالی بر روی آن وجود دارد.صندلی ها نیز بخوبی پذیرای شما در تنش های حاصل از پیچ های تند و شتاب های جانبی بالا است . سیستم صوتی هم کاملا برای جوانان طراحی ، تنظیم و ارائه شده است . سیستمی با ۴۵۰ وات قدرت که از طریق ۷ بلندگو و یک ساب ووفر صدای با کیفیت و رسا را به شما عرضه می کند و به کمک صفحه نمایش لمسی ۷ اینچی تمامی اطلاعات و تصاویر مورد نیاز را در اختیار شما می گذارد .

اما این خودرو برای سر نشینان عقب حتی از ۲۰۶ خودمان نیز عذاب آور تر است.فضایی به شدت محدود و کم ارتفاع که برای یک فرد ۱۶۰ سانتی متری مناسب است و ارائه این خودرو در بازاری مثل آمریکا با میانگین قدی ۱۷۸ سانتی متری کمی خنده دار به نظر می آید . در مجموع هر دو خودرو حس و حال طراحی بیرونی را به خوبی به داخل خودرو انتقال داده اند و به واقع مثال “ازکوزههمانبرونطراودکهدراوست” تداعی می کنند .

  مساله تنها شتاب نیست

بعد از اینکه در اندر احوالات  و ویژگی های  داخلی و خارجی خودرو ها حسابی کنکاش کردیم،به سراغ ماجراجویی و هیجان می رویم.ابتدا اجازه دهید کمی به شما شوک بدهم.شتاب اولیه ٢٠۶ تیپ ۵ از هر دو خودرو بیشتر بوده که این امر برای ولوستر و کروزاصلا قابل قبول نبود .اما شتاب همه ماجرا نبود و خودروها را برای سایر زور آزمایی ها آماده کرده و آنها را به دست گروه تست خودرو امروز می سپاریم .  سوار بر ولوستر می شویم.خودرویی که ارتفاع کم جایگاه راننده ، حس اطمینان و فرمان پذیری زیادی را القا می کند.با تنظیم صندلی و فرمان ، شروع به حرکت می کنیم.با توجه به قدرت ۱۳۸ اسب بخاری،شتاب اولیه بسیار نا امید کننده است و خودرو بسیار بی حال شروع به حرکت می کند.پس از دستیابی به سرعت ١٠٠ کیلومتر در ساعت،اقدام به فرماندهی های سرعتی و پی در پی می کنیم.خودرو باتوجه به فاصله کم محور ها و ارتفاع کم و از طرفی محور محرک جلو،به سرعت پایداری خود را به دست می آورد.با سرعت ١١٠ کیلومتر به پیچی حدودا ٩٠ درجه نزدیک می شویم و ترمز می کنیم.با توجه به کورس بلند پدال ترمز،این فرایند به نرمی انجام شده و تنشی به تعادل خودرو وارد نمی کند.خودرو با سرعتی حدودا ٨۲ کیلومتر بر ساعت ، پیچ را به روی لیمیت خود می گذراند که در مقابل ٧٢ کیلومتر بر ساعتی که پژو ٢٠۶ که ۱۱۰ اسب بخار قدرت دارد ، ثبت کرد بسیار مناسب به نظر می آید که همین هندلینگ خودرو را بسادگی در مسیر های مختلف از بسیاری خودروها پیشی خواهد گرفت .  اما عملکرد گیرباکس به اسپرتی ظاهر خودرو نبود.تعویض به دنده های سنگین تر کمی با تاخیر و اعمال تنش به خودرو انجام می شد که با توجه به قیمت خودرو اینگونه عملکرد دوراز انتظار نیست.

عبور از پیج و سرعت و شتاب بخشی از معیار های انتخابی یک خودرو است.راحتی و سیستم تعلیق برای ما ایرانیان که از نعمت سرعت گیر هایی که ناخواسته توسط شرکت آب و برق و مخابرات و هزاران دستگاه حفاریدیگر ایجاد می شود ، بسیار مهم و حیاتی است.به واقع هیوندایی این خودرو را برای جوامع پیشرفته عرضه کرده است.خودرویی با سیستم تعلیق خشک و کم انعطاف که قطعا قابلیت های حرکتی خودرو را به شدت افزایش می دهد ولی. خوب بایستی تحمل درد کمر های ناشی از سواری را به جان بخرید.

از کره به آمریکا و ابر کمپانی شورلت می آییم.خودرویی که برند آن برای ایرانیانی که سالهاست از لطف سواری آن بی بهره اند به خودی خود امتیاز و مزیت رقابتی محسوب می شود. خودرو کاملا خانوادگی و مهربان طراحی شده است.کروز کاملا شخصیتی دوگانه و سر در گم دارد.نه جوان پسند است و نه آنچنان خانوادگی.ابعاد خودرو و عدم وجود صندوق خودرو را در سبد خریداران جوان و پر هیجان قرار داده اما نرمی ، ارتفاع و هندلینگ نه چندان مناسب آن ، خودرو کاملا خانوادگی است .

سوار بر خودرو شده و به راه می افتیم.آرامشی خاص از طریق سیستم تعلیق و موتور به شما القا می شود.آرامشی از نوع آمریکایی های راحت طلب.شتاب خودرو باز هم از ٢٠۶ کمتر بوده امابر خلاف ظاهر آرامشولوستررا پشت سر می گذارد. ارتفاع و سیستم تعلیق خانوادگی و نرم آن شما را از فرماندهی با سرعت رقیب کره ای خود ، باز می دارد.خودرو در پیچ ها با نرمی و هشدار هایی از قبیل کشش بدنه به خارج پیچ قبل از وقوع بیش فرمانی ، شما را هراسان می کند و ناخواسته اقدام به کاهش سرعت می کنید. اما اگر بر این ترس غلبه کنید ( البته پس از گذراندن دوره های حرفه ای رانندگی ) خودرو بخوبی توانایی خروج های مناسب از پیچ ها را داشته و بیش فرمانی ها بخوبی و کم تنش اصلاح می شوند که این امر نیز ناشی از طول خودرو است .

شورلت به خوبی از فضای داخلی استفاده کرده و شما در جایگاه هر ۴ سر نشین سفر خوبی را تجربه خواهید کرد .

  کدام را بخریم

اگر در مناطق آزاد زندگی نمی کنید که تکلیف مشخص است ، خود را به دردسر نیاندازید و با خرید یک پژو ۲۰۶ ،که نهایتا می تواند  اتوماتیک باشد ، خود را خلاص کنید .اما اگر در ایران نیستید و یا جز معدود افرادی هستید که در مناطق آزاد رفت و آمد می کنید ،اوضاع کمی متفاوت است .

رک بگویم ، اگر جز افرادی هستید که از مورد توجه قرار گرفتن لذت می برید بدون هیچ تردیدی از به سراغ ولوستر بروید . به غیر از پارامتر ظاهری ، این خودرو از ویژگی های حرکتی بالایی بر خوردار بوده و و قطعا برای جوانانی خودرویی مناسب و هیجان انگیز است و تکلیفتان مشخص است و دیگر پدر و مادرتان به بهانه کار های خانه ، به سراغ سوئیچ شما نمی آیند . ولوستر باطنی و ظاهری جوان و جوان پسند است .  انتخاب شما قطعا کروز خواهد بود اگر برند آمریکایی شورلت برایتان یک افسانه بودهو همواره  از نرمی خودرو های آمریکایی لذت می برید و طرفدار زیبایی در عین سادگی هستید .کروز گرگی در لباس میش است اما اگر انگشت نما شدن در خیابان ها برایتان اولویت است دور این خوردو را خطی پرنگ بکشید .

Related posts

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *